مشخصات

ارشيو موضوعي


مطالب پيشين

طراح سايت


 
 
 
12, 2006

از بيماري تا سلامت


الان حدود 5 ماه از تمام شدن سربازي من مي گذرد رد و يكي از عوارض اين سربازي  به دليل افتضاح بودن غذا و استفاده زياد از مواد نشاسته اي كه بيشتر بچه ها به استفاده از غذاهاي سرخ كردني بوفه مجبور مي كرد اضافه وزن شديدي بود كه به اون دچار شده بودم....و كم كم عوارض انهم شروع شد...اول قلب دردي بود كه گاهي به خصوص با يك هواي سرد كه بهم مي خورد ايجاد مي شد...قند خون و چربي خونم به شدت شروع به افزايش پيدا كرد...موقع راه رفتن سريع نفس كم مي اوردم و مفصلهاي پاهام همه خشك و انعطاف بدني گذشته كه راحت بعضي حركات ژيمناستيك انجام مي دادم كاملا از دست داده بودم.. يكهو به خودم امدم ديدم با امادگي خوب دوران اموزشي چقدر فاصله گرفتم...و اگر مي خواستم به همين روش ادامه بدهم چهار روز ديگر بايد شوخي شوخي برم بيمارستان و كلي درد سر ديگه...براي اين دوباره تصميم گرفتم برگردم به دنياي ورزش حرفه اي...ولي كار سختي بود انهم با اون وضعيت من..


هيچ يادم نمي رود وقتي حدود 3 ماه پيش تمرين زير نظر مربي شروع كردم با چند تا حركت ورزشي كاملا مي بريدم و حركاتم كند وسنگين بود...بعدها مربيم اعتراف كرد روزي كه وارد باشگاه شدي با خودم گفتم ((خداي من اماده سازي اين پسر براي مبارزه  خيلي وقت گير و سخت بايد باشد...)) و تمرين شروع شد...كم كم ميزان تمرينم تو روز از يك ساعت توانستم به 6 ساعت و بعد به راحتي 8 ساعت تمرين سنگين برسونم....ظرف دو ماه نزديك به 400 ساعت تمرين پشت سر گذاشتم...ساعتها تمرين و باز هم تمرين


 هر جا مي توانستم تمرين مي كردم توي پارك و توي كوهستان و توي باشگاه و بالاخره روي فرم امدم و شروع به كاهش وزن كردم ..15 كيلو چربي اضافي تو بدنم كاملا سوزوندم و بدنم روي فرم امد ...قلبم ديگه درد نمي كرد ساعتها روي رينگ هر نوع ضربه اي تحمل مي كردم بدون هيچ مشكلي در قلب وقتي به دكتر رفتم هيچ اثري از چربي خون اضافي وقند خون در من موجود نبود سالم سالم شده بودم ......و بدنم به تدريج انعطاف خودش پيدا كرد و حركات سرعتي سابقم برگشت...
يادم مي امد درست 6 ماه پيش يك نفر وقتي خواست سن من تخمين بزند 5 سال بيشتر از سن واقعيم گفت ولي بعد از كاهش وزن و روي فرم امدن بدنم  سن من يك نفر ديگه كه من قبلا نديده بود  5 سال زير سن واقعيم گفت ...يعني 10 سال تفاوت و اين به نظر من بهترين جمله تشويق اميزي بود كه تو اين مدت شنيده بودم..


[ نوشته شده توسط امير: شواليه @ 12:11 | Comments (9) ]