عشقهاي خونين

مي دانم خيلي از جوانها معتقد هستند
كه عشق بايد در ازدواجهاي غير سنتي جستجو كرد اعتراف مي كنم منم طرفدار ازدواج
غير سنتي هستم ولي الان نمي خواهم در مورد درست و يا غلط بودن اين فكر حرفي بزنم..
واقعيت اين هست كه وقتي ادم دنبال عشق مي گردد كار راحتي نيست يك دفعه تو مي خواهي
طرف مقابل تو را نمي خواهد ...يك دفعه هيچ كدام همديگر را نمي خواهيد...يك دفعه تو
نمي خواهي طرف مقابل مي خواهد و اين بازي عجيب ادامه پيدا مي كند..يكهو به خودت
مي ايي و مي بيني اين دل بستن و دل كندن قلبت مثل اره دارد پاره پاره مي كند...
در اين دل كندنها آدم مي رسد به نقطه صفر مي رود ته يك چاه نا اميد و خسته...و در
اين ميان يكهو فردي كه احساس شكست در عشق مي كند ديوانه مي شود و درست مثل مجنون
دست به حماقت مي زند.... مثلا بنزين روي خودش مي ريزد و در خانه معشوق خود را اتش
مي زند و يكي ديگر خودش را دار مي زند البته به خصوص در مورد پسرها خود ازاري تبديل
به ديگر ازاري مي شود..
پسرك عاشق شده ما تازه مزه عشق چشيده كه بهش مي گويند نه و يكهو پسرك ديوانه مي شود
و قصد انتقام از دختر را مي گيرد..مي رود دم در خانه دختر و روي صورت دخترك اسيد مي
پاشد تا زيبايي او را بگيرد تا او نتواند ازدواج كند و يا پدر و مادر دختر را مي
كشد تا مانع ازدواج را بر طرف كند..
اگر تحمل و هنر شكست در عشق نداري پس سعي نكن در مسير دوستي وعشق پا بگذاري چون
جواهر عشق بدون شكستهاي متعدد محال هست به دست بيايد اين بارها در مورد خيلي از
افراد با چشم خودم ديدم...اگر به پاكي عشقت وتوانايي خودت در ساخت يك خانواده
اعتماد داري مطمئن باش كسي كه ضرر مي كند طرف مقابل تو هست نه تو...
باوركنيد حتي توي داستانهاي معروف عشقي مثل ليلي و مجنون و رومئو و ژوليت هيچ كدام
به عشقشون نرسيدند ولي سوال من از شما اين است واقعا خيال مي كنيد فقط يك نفر تو
دنيا هست كه شما را خوشبخت مي كند و شخص ديگري وجود ندارد كه لياقت عشق شما را
داشته باشد؟؟ عشق ماهيتى غير دنيوى دارد نمى توان در قالب يك نفر كه محدود و
محصور در يك كالبد است زندانى كرد.
هر چند به حرف زدن در مورد شكست در عشق اسان هست به خصوص وقتي به عنوان يك ناظر بي
طرف در موردش حرف بزنيم ولي واقعيت سخت تر از اين حرفها هست.....
دوست دارم نظر شما را در موردشكست در عشق و روشهايي كه براي گذر از اين بحرانهاي
روحي پيشنهاد مي كنيد را بدانم..