مشخصات

ارشيو موضوعي


مطالب پيشين

طراح سايت


 
 
 
08, 2005

تنها مسافر زنده پرواز مرگ

وقتي خبر سقوط هواپيماي ارتش شنيدم با خودم فكر كردم ايا ممكن است كسي از دوستان و اشنايانم با اون پرواز بوده باشد؟....چيز خاصي در ان لحظه يادم نمي امد...صبح روز بعد به پايگاه رفتم و مشغول كار شديم كه حدود ظهر ناخدا ديدم ناخدا يك جوان خوش قد و قامت و دوست داشتني بود كه فرمانده يك ناوچه رزمي بود وامد به اتاق سرگرد و مشغول خوش و بش كردن و يكهوبا يك هيجان خاصي گفت: خبر داريد چي شده؟؟ گفتيم نه

نا خدا گفتش من ديروز با همين هواپيماي سي 130 كه سقوط كرد قرار بود پرواز كنم كه شما زنگ زديد و گفتيد برگرد پايگاه بايد يك سري اسناد بگيري و من نتوانستم به هواپيما برسم و به سمت شما حركت كردم....صبح بعد كه به نيروي هوايي مراجعه كردم ديدم همه من بغل مي كنند و مي بوسند...تازه فهميدم چه اتفاقي افتاده و من ظاهرا تنها كسي بودم از پرواز كه زنده ماندم .....

بعد ناخدا رو به من كرد و گفت خوب چرا همينجوري من نگاه مي كنيد؟؟ نمي خواهيد يك شهيد زنده ماچ كنيد!!!....دير بجنبيد يك بار ديدي از دستتون رفتم ها!!

ناقلا هميشه از اين اخلاق شيطنت اميزش خوشم مي امد منم گرفتم و نا خدا را بوسيدم و بعدش بچه هاي ديگه بوسيدنش تا ديگه ناخدا هوس ماچ و بوسه به سرش نزند.....واقعا خدا را شكر مي كنم كه ناخدا هنوز زنده هست...فكر نمي كردم تماس تلفني ما باعث بشود ناخدا از مرگ حتمي نجات پيدا كند وقتي فكرش مي كنم كم مونده بود اين جوان دوست داشتني و رعنا توي شعله اتش خاكستر شود از فكرش وحشت زده مي شوم...

اگر ناخدا براش اتفاقي مي افتاد همه ما بدجور به هم مي ريختيم خدا به بازماندگان حادثه صبر بده خيلي سخته خيلي سخت.....فقط يك تماس تلفني كوچك ما با ناخدا باعث الان زنده روبروي ما وايساده باشه و بگويد: چرا اينطوري من نگاه مي كنيد؟؟ نمي خواهيد يك شهيد زنده ماج كنيد!!!

خيلي خوشحالم تنها مسافر زنده پرواز مرگ يكي از دوستانم بود...ناخدا خيلي خوشحالم كه زنده هستي خيلي زياد...وقتي تو اغوشش گرفتم واقعا احساس ارامش كردم


[ نوشته شده توسط امير: شواليه @ 09:43 | Comments (7) ]