شرارت ماسكهاي زيادي دارد ولي هيچ كدام خطرناك تر از ماسك پاكدامني نيست
وقتي مطلبي در مورد دختري كه اتش گرفت و ميمون شد نوشتم فكر نمي كردم تا به اين حد مورد توجه قرار بگيرد با اينكه مطالبي بعد از اون هم نوشتم ولي توجه خاصي روي اين مطلب بود تصميم گرفتم موضوع جديدي با نام (حقيقت ،افسانه وسراب)تو سايت شواليه شروع كنم.....
زماني كه نور حقيقت افريده شد شياطين خواستند با فوت دهانشان نور را خاموش كنند و حقيقت را افسانه خواندند و زماني كه ميل مردم به حقيقت ديدند ماسك حقيقت بر صورتشان زدند و از شرارت سرابي به رنگ حقيقت ساختند تا جويندگان حقيقت را در خودش مدفون كند...
حقيقت در جايي ميان رويا و واقعيت مدفون است ....شرارت و حقيقت هميشه دو روي يك سكه بودند ولي هر گز نمي توان حقيقت را ديد مگرانكه قادر باشي همزمان هر دو روي سياه و سفيد سكه ببيني... نه از كثرت سياهي نا اميد شوي و نه به سفيدي مغرور معني سمبل يينگ و يانگ در هنرهاي رزمي چيزي جز اين نيست يعني داشتن ديدي دوگانه از دو زاويه كه قدرت جهت يابي به انسان در زندگي مي دهد درست مانند چشمان انسان كه دو تا هستند و قدرت تخمين فاصله به انسان مي دهد.
يكي ازدوستان نظري داد كه خيلي از ان خوشم آمدنوشته بسيار پر محتوايي از استاد شهيد دكتر شريعتي كه مي گفت: اگر مي خواهيد حقيقت را از بين بريد از ان بد دفاع كنيد
به زودي در اين قسمت در مورد سو استفاده از حقيقت مطالب متنوعي خواهم نوشت نظير بررسي افسانه سواركار بدون سر در امريكا....سو استفاده ديني خلفاي اموي براي كنترل مردم...انگيزاسيون قرون وسطي و تفتيش عقايد......و دهها مورد جالب ديگر كه داستان خاص و جالب خود را دارد... ....