مشخصات

ارشيو موضوعي


مطالب پيشين

طراح سايت


 
 
 
06, 2004

فوتبال يك احساس شكسته

معمولا سعي مي كنم از افتادن توي يك تناقض احساسي به خصوص وقتي احساس كنم با احساساتم بازي مي شود فرار كنم....وقتي ادم نخواهد كسي را فريب دهد  ديدن اينكه با احساساتش بازي مي شود خيلي زجر اور مي شود....يكي از چيزهايي كه با اون ا ز نظر احساسي دچار مشكل هستم فوتبال هستش...
هنوز يادم نمي رود وقتي براي ديدن يك دوست رفتم خيابون فرشته  و حرفهايي در مورد يكي از بازيكنان سرشناس  زد كه شبها با ماشينش مي ايد انجا و دنبال دختري مي گردد كه بلندش كند و شبي را با اون دختر باشد و صبح با يك لگد دخترك را به اغوش گرم خانواده اش برگرداند..دخترك بيچاره اي كه شيفته نام اين فوتباليست نازنين مي شد و پس از مورد سو استفاده  درست مثل يك دستمال كثيف به بيرون پرتاب مي شد و روز از نو روزي از نو  و دوباره شبي ديگر با دختري ديگه...........

وقتي حرفهاي ان دوست را مي شنيدم احساس مي كردم كوبيده شدم توي ديوار و پخش شدم...نمي دانم چطوري توصيفش كنم...حتي در مورد فوتباليستهاي خارجي هم همين وضع صادق هستش...داشتم يك سايت نگاه مي كردم كه مربوط به عكس زنها و يا دختران همراه فوتباليستها در بازيهاي جام جهاني بود...خداييش فقط همسر رونالدو مثل ادم و خيلي سنگين امده بود.....دوست دختر هريستو استويچ كف (اگر اشتباه نكرده باشم اسمش اين بود) با يك لباس توري تن نما فكر كنم اگر بگويم تور ماهيگيري پوشيده بود بهتر است كه تمام بدن برهنه اش به راحتي معلوم بود امده بود...به نظر من كه درست مثل افراد فاحشه لباس پوشيده بود. حتي انقدر لباسش زننده بود كه حتي در معيار يك ادم اروپايي هم اين لباس يك ادم فقط فاحشه هستش
.

گاه و بيگاه توي روزنامه خبر از گرفتن  فوتباليستهاي حتي تيم ملي در خانه هاي فساد را مي خوانم و مو به تنم سيخ مي شود....فكرش مي كنم كدوم يك از بازيكناني بود كه وقتي روش خطا مي كنند ناراحت مي شوم. و يا كدوم بازيكني بوده كه تشويقش مي كردم......هرچند هرگز هم معلوم نمي شود كار چه كساني بوده .اصلا موضوع ماستمالي انگاري مي شود...يا چيز ديگري نمي دانم.....ولي ديگر از اسامي ان بازيكنها خبري نمي شود...هي مي گويم بي خيال فوتبال ولي .به خصوص بازيهاي تيم ملي كه به خصوص وقتي بازيها حساس مي شود نمي توانم از ان صرف نظر كنم...وقتي پنالتي مي زنند ... وقتي توپي كه مي زنند و گل نمي شود اه از نهادم بر مي ايد....گاهي يكهو فرياد مي زنم پاس بده....نمي دانم مثل اينكه ادم خيلي با ان بازي احساس وابستگي كند و يك جور توي بازي غرق شود..

وقتي ادم در مورد ناصر محمد خاني بازيكن فوتبال مي خواند كه عليرغم داشتن زن و بچه با دختري به اسم شهلا رابطه برقرار مي كند و كليد خانه اش را به رفيقه اش  شهلا  مي دهد و او را مخفي مي كند و سپس با همسر بيچاره اش كه خبر ندارد چشمان نامحرم شهلا او را نگاه مي كند ...رابطه جنسي برقرار مي كند...و انقدر به اين كارهاي كثيفش ادامه مي دهد تا همسرش تا طعمه حسادت شهلا مي كند....مقصر اصلي اينجا به نظر من محمد خاني هوس باز هستش كه باعث قتل همسرش به دست شهلا شد ولي محمد خاني هم به راحتي از مجازات فرار كرد ...به نظر من هم همسر محمد خاني يعني لاله و هم شهلا قرباني اين مرد هوسباز هستند

وقتي فكر مي كنم ناصر محمد خاني كه روي پيراهنش يك موقع حتي شعار ضد اعتياد و تشويق به ورزش نصب بود خودش يك معتاد بيشتر نبوده...ان موقع احساس من مي شود احساس شكسته..
مي دانم بازم بازيهاي جام جهاني هم دارد شروع مي شود و من به خصوص وقتي بازيها حساستر مي شود  باز با علاقه و اشتياق محو تماشاي بازيها مي شوم و مثل خيلي ايرانيهاي ديگر غرور ملي خودم را ناخوداگاه با فوتبال پيوند مي دهم و بعد دوباره خبر از گرفتار شدن بازيكني ديگر در خانه فساد...چيزهاي كه بچه ها مي بينند و به من مي گويند...اين مواقع مثل اين است روي احساسم لجن ريختند..حالم از خودم و احساسم به هم مي خورد و دلم مي خواهد بالا بياورم .....مي شود فقط يك احساس شكسته..


[ نوشته شده توسط امير: شواليه @ 04:39 | Comments (18) ]