مشخصات

ارشيو موضوعي


مطالب پيشين

طراح سايت


 
 
 
04, 2004

نظر من در مورد هنر و هنرمند

بايد اقرار كنم علاقه من به هنر و علاقه من به هنرمند يك جورايي با هم تفاوت دارد...من هم مثل هر كسي از ديدن يك فيلم توووپ ذوق مرگ مي شوم....مثل فيلم ارباب حلقه ها كه واقعا فيلم قشنگي بود...يا اون فيلم اخرين سامورايي كه تام كروز بازي كرد ديگه كولاك كرده بود...خلاصه از هر كار هنري لذت ميبرم...
ولي اين نگاه در مورد هنر مند براي من متفاوت است...راستش من به يك مهندسي كه نقاشي بكند و يا دكتري كه اواز بخواند و مشابه اين بيشتر از كسي كه شغلش تنها هنر باشد احترام مي گذارم شايد بگوييد چرا؟؟
چون هنر قسمت دوم وجود ان فرد است و به خاطر پول و يا شهرت نمي ايد هنر به گند بكشد..و هنرش را براي چند سكه پول بيشتر چوب حراج نمي زند و پاكي و قداست هنر حفظ مي شود
مي دانيد يك شخصيت قوي كه روي ان لطافت هنري سوار شده...نه يك شخصيت هنري لرزان و شكننده كه بخواهد از ان يك شخصيت قوي ظاهر شود...به نظر من شخصيت هنري شكل ناپذير ...شكننده و حساس است ولي من اين را اشكالي براي روحيه هنري نمي دانم چون لازمه حلاقيت هنري همين حساسيت و شكل ناپذيري است شما اگر روحيه حساسي نداشته باشيد نمي توانيد يك شعر و يا متني عاشقانه بنويسيد...
داشتم كتابي كه مربوط به عصر رنسانس در ايتاليا بود مي خواندم به مطلب جالبي پيدا كردم...در كتاب(( كورتجانو)) نوشته كاستيلونه امده است....از كمالات نجيب زاده ممارست در تمرينهاي شواليه گري مي باشد...او مي بايست در همه انواع بازي و ورزش، حتي پرش و شركت در مسابقه دو وشنا و كشتي گيري سر امد باشد و مخصوصا در رقص و سواركاري مهارت كامل داشته باشد...علاوه بر اين بايد به چند زبان دست كم ايتاليايي و لاتين مسلط باشد، از شعر و ادبيات دست كم تا اندازه اي با خبر باشد و در مورد هنرهاي تجسمي،نقاشي و مجسمه سازي،قادر به داوري صحيح باشد، از موسيقي سر دربياورد و حتي ساز بتواند بنوازد، اما اين هنر را پوشيده نگه دارد...البته هيچ يك از اين كمالات را نبايد سخت و جدي بگيرد به استثناي مهارت در به كار بردن جنگ افزار....
همانطور كه مي بينيد شواليه ها روي دو مساله تاكيد داشتند اولي پنهان نگه داشتن مهارتهاي هنري خود مثل شعر گفتن ..نقاشي و غيره....دومي اينكه هنر باعث سايه افكندن در مهارتهاي ديگر انها نشود...

من به شخصه اين شيوه نگرش شواليه ها به هنر ستايش مي كنم شما هنرمندان جامعه ايران و حتي بازيگران هاليوود ببينيد...اصلا چرا خيلي سختش كنيم همين هنرمندان صدا و سيما اكثر اين افراد بارها ازدواج كرده اند و طلاق گرفته اند مي توان بين اين خانمهاي بازيگر افرادي پيدا كرد كه هر بچه اش از يك شوهرش بوده است...خلاصه كلكسيوني از بچه هاي رنگ و وارنگ كه بابا هاي رنگ و وارنگي هم دارند ...و صد البته خانم بازيگر هنوز دنبال باباهاي جديدي براي بچه هايش است...
دليل اين مساله اين است كه اين افراد مي خواهند با همان شخصيت هنري زندگي كنند يعني شخصيت حساس ...عاشق پيشه...ولي زندگي با شخصيت هنري مي تواند به راحتي خانواده نابود كند شخصيت حساس باعث مي شود از برخورد با مشكلات فرار كند..حتي برايش تربيت بچه هايش مهم نباشد چون نمي خواهد حرص بخورد نكند پوست لطيف هنريش چروك شود....
عاشق پيشه بودنش باعث مي شود پس از مدتي دنبال زن و يا مرد ديگري باشد تا انرا جايگزين عشق روياي خود كند و صد البته اين مرد و يا زن هم پس از مدتي دلش را مي زند و باز به دنبال يك عشق جديد مي افتد...و البته همين بازيگر دوست داشتني نقش يك مادر فداكار كه عاشق شوهرش است را توي فيلمهايش چنان بازي مي كند كه اشك همه شما دربياورد ولي همش نقش بازي كردن است.... زندگي واقعي يك هنرمند با هنرش فرسنگ ها فاصله دارد
[ نوشته شده توسط امير: شواليه @ 01:17 | Comments (12) ]